روزی از روزهــا ،
شبی از شبــ ها
خواهم افتاد و خواهم مُـرد
اما می خواهم هر چه بیشتر بروم
تا هرچه دورتـــر بیفتم
تا هرچه دیــرتــر بیفتم ،
هر چه دیرتر و دورتر بمیرم
نمی خواهم حتی یگ گام یا یک لحظه
پیش از آنکه می توانسته ام بروم و بمانم ،
افتاده باشم و جـان داده باشم ...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۱/۰۸ ساعت 19:32 توسط یک خسته دل
|